تبليغاتX
کوچه ی بن بست...
رو زمین نمیمونم من....جای من تو آسموناست...
.

.

.



هـــــــــــــــــــــــــــــــــــه!!!

خنده ام برای توســــــــــــــــــــــــــــت!!!

.

.

+ نوشته شده در  شنبه 15 بهمن1390ساعت   توسط yasi 

.

.

.

حالا

اگر بخواهم یک مُشت برف کنار

بگذارم

برای بَــــــــهار بعد،برای تابستان

کجا امن تر از یقهِ ی بی خبر پیراهَنَت؟

.

.

.

برای خنده هایـت

برای فریاد هایت

شعر دیگری خواهم نوشت....


.....علـــــی اسداللهی....



++یه آسمــــــــــون سکوت اُفتاده بینمون....

++عشق کشف اتفاقِ

وحشت از دوری ندارم...

فاصِــــله یعنی علاقه...

++می دونم هر جا که باشی دلِ تو اهل همین جاست...

+ نوشته شده در  جمعه 14 بهمن1390ساعت   توسط yasi 


مَن اینـــــــــجا

او خواهَــــــد آمد

ما میرویم از اینـــــــجا

شُـــــــــما به نظاره ی ما

آنها حَســــــــرت به دل

تُو...

راستی تو کُجای دستور زبان دِلَمی؟!



 

گاهی اوقات غرق میشوم...

نه در رویای خودم...

نه در خیال خودم...

در فکر دیگران...دغدغه ی دیگران تا عمر دارم با من است حتمآ...

نمیدانم چگونه بیان کنم درد این روز هایم را....

رنجی است برای بزرگ شدن شاید!!!


++خودت را بزن/تو حریف دیوارها نمیشوی...

بزن به گریه/به بی خیالی...

++حس نزدیک شدن .. به دست بی رحم زمین
باور آخر پرواز و نگاه آخرین...

++یک عمر هر دردی به من دادی
حس میکنم عین نیازم بود...

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 بهمن1390ساعت   توسط yasi 


به گمانم

دلشوره ی امشبم

برای شوری اشک است!!

و سنگینی قلب تو

بهای بغض های شبانه ات...



دیشب یه احساسِ بدی داشتم همش دلم انگار شــــــــــــور میزد...

کلی به خودم فشار آوردم تا این چند خط اَراجیـــــــــــــف رو گفتم...

به اینو اون اس دادم که آهای ایها الناس من دلشــــــوره دارم...یعنی چه خبره؟؟؟

همه هم کلی دِلداریم دادن...

تا اینکه بعد از مراجعه به تُوالت فهمیدیم که دلپیــــــــــــــــــــچه ای بیش نبوده...!


++گــــــــــــــــویا احساساتمان دچار عقب ماندگی شده!!!

++یه جـــــــــوری دلم تنگ میشه برات

محاله بتونی تصـــــــــــــــــور کنی

گمونم نمیتونی حتی خودتـــــــــــــ

جای خالـــــــــی تو برام پر کنی

++دنیا شبیه توست … مثل دلبَــــــــــری هات...

+ نوشته شده در  شنبه 1 بهمن1390ساعت   توسط yasi 


باید به فکر باشم!

به فکر جیب هایم

برای بزرگ کردنشان

هم هوا سرد است

هم دستان من

هم خدا بزرگ!

شاید جیب که بزرگ باشد

دستان او

گرمی دستانم شود....


یاســـــــــــــــــــــــی...


+من عتیقه ام

آهای عتیــقه فروش

قیمت من هنــــــــــوز دستت نیست؟؟

منو ارزون به هَــــــرکسی نفروش...!

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 دی1390ساعت   توسط yasi 

قلبِ من

به سان تنگِ بلور

و تو

به سان ماهی ِ قرمزِ آن

وقتی خشکسالیِ عشق است

به دیواره یِ تَنگِ تُنگم.

اینــــــــگونه لَب نزن

و اینگونه

عذابم نَده....


++نه اینکه دردی نیست...

نه...

دیگر گلویی نمانده برای فریاد...




+ نوشته شده در  سه شنبه 20 دی1390ساعت   توسط yasi 

در حال حاضر عاشقم...

عاشــــــــق این آهنگ جدید وبَم....

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 دی1390ساعت   توسط yasi